امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

1 عالمه عکس با توضیح

1393/4/8 17:56
464 بازدید
اشتراک گذاری

93-4-8

خب جونم برات بگه پسر گلم اول سلام.بعد هم ورودت به 28 ماهگیت با تاخیر نیم ماهه مبارک عسلکم. جشن وای که نوشتن چقدر برام سخت می نماید..!!! حتی نمی دونم اسم پستو چی بذارم!!! اولش می خواستم چند تا پست کوتاه کنم که بیخیال شدم و ترجیح دادم عکس های این مدتو بذارم با توضیحاتشون ...

1 مدتی بود که اصلا حالم خوب نبود..... نمیخوام بگم و به یاد بیارم و پست قشنگ پسملی مو خراب کنم ... بعدشم که بابایی مریض شد و حسابی ریختمون به هم. تو هم که فدات شم الان همه صحنه هایی رو که دیدی قشنگ توضیح میدی.. تمام اونچه رو که اگه من تو حال خودم بودم نباید میذاشتم ببینی... الهی فدای دل مهربونت بشم من هر روز چند بار با خودت میگی " بابا خوب شد اومد خونمون".

عزیزکم خدا سایه هیچ پدر مادری رو از سر نی نی هاش کم نکنه که حتی 1 ساعت دوریشونم براشون درد بزرگیه.  کلا ماهی که گذشته برامون ماه خوبی نبود... امیدوارم به برکت ماه رمضان خدا درهای رحمتشو به روی همه بنده هاش باز کنه حتی ما بدها. 

بگذریم عزیزم .... این مدت روزها و لحظه های خوب و خوش هم کم نداشتیم...

مولودی های اوایل ماه شعبان که چند جا رفتیم و برای تو هم خوب بود. جشن نیمه شعبان خونه خاله جون... پارک رفتن ها... 

از اوایل تیر ماه هم به طور جدی تصمیم گرفتم که از پوشک بگیرمت...درسته که روزها جیشتو میگی و تو خواب های نیمروزی تم جیش نمی کنی خدارو شکر ولی هنوز موقع شب و در در رفتن پوشکت می کنم تا کامل بتونی یاد بگیری و خودتو کنترل کنی. مشکل اصلی مون همون روم به دیوار پی پیته!! گاهی تو پوشک می کنی و گاهی... نگران نیستم... طبیعیه... ایشالله درست میشه. 1 قدم کوتاه مونده تا آقا شدن گل پسرم. 

تب فوتبال 

بفرمایید ادامه مطلب.......... کلی عکس و خاطره....

پسرم عاشق ماشین... حالا چه سوار شه .. چه برونه.. کلا عشق ماشین.

عشق ماشین

جدیدا به جای اینکه سوار 3چرخه ات بشی دوس داری خودت برونیش...

عطا

عطا

عطا 

عطا 

رفته بودیم مقبره الشعرا و امام زاده کنارش... 

عطا و بابا 

عطا 

برای شام رفتیم پارک و کتلت های دست پخت بابایی رو خوردیم که بسی خوشمزه بود...

عطا

و تو حسابی بازی کردی ها.....

عطا

1 روز هم با خونواده دایی رفتیم پیک نیک که کلی خوش گذشت....

عطا

عطا 

عطا

عطا 

نمایی از طبیعت از داخل.....

......... 

طبیعت 

این روزها گل پسری علاقه شدید پیدا کردی به کتاب خوندن ... اینشد که مامان هم کلی کتاب برات گرفتم...

مجموعه فسقلی ها:

مجموعه فسقلی ها

بازم فسقلی ها

و این ها:

.... 

و این یکی که خیلی دوستش داری:

قلی 

و کتاب خوندن حتی تو این ور و اونور هم ادامه داره:

عطا کتاب خون عطا 

عطا جونممممممممممممممممممممممممممممممممممممم 

تماشای پلنگ صورتی یا به قول تو "اورتی":

عطا 

عطا 

بازی ها و شیطنت هات:

عطا 

عطا 

عطا 

این دیگه آخرشه.........

کفشای کی پاته؟؟ 

عطا 

عطا عطا 

سلاممممممم

عطا 

اولین عکسی که تو به دوربین نگاه کردی.... گفتم عطا واستا ازت عکس بگیرم:

جونم 

بپر بپر دنبال بادکنک....

بازی بازی 

بازی

اینا چیه؟؟؟؟؟؟ ..... 

نیمه شعبان امسال خونه خاله جون/ اونقدر دیر آماده میشیم که مهمون هتا میان و نمی تونیم درست و حسابی عکس بگیریم... فط چند تا دونه...

عطا 

عطا عطا 

اونجا هم دست از ماشین بازی برنمیداشتی:

عطا 

عطا 

رفتن به مغازه باباجونی:

عطاا 

عطا 

صبح ها که میشینی اون بالا تا نیمروت آماده شه.... میگی "عکس نگیر" البته به ترکی:

دالیییییییییییی

عطا جونم با موهای کوتاه شده: 

توپ گل پسری:

توپ

و این مجموعه که خودم برات درست کردم برای آموزش انگلیسی که خیلی هم مفید بوده و حسن دیگه اش برای تمرین رنگ آمیزیه:

کتاب 

کتاب                               کتاب 

تا امروز CAT/FISH/CAR/BUS/DOG/DUCK/BOOK رو یاد گرفتی. 

این روزها بستنی تقریبا هر روز می خوری. 

از میوه ها گیلاس و هلو. 

شیر کمی می خوری.

همچنان نوشابه و کاکائو دوست داری و اگه ببینی توپ میخوری.. اینه که سعی می کنیم کمتر بخریم.

به ماشین و ماشین بازی علاقه زیادی داری.. تو عکساتم معلومه.

کتاب خوندنو دوس داری البته به شرطی که برات تعریف کنم داستانشو از روی عکس هاش.

آب بازی تو حموم/3چرخه سواری/بازی با جاروبرقی/رفتن به پارک/ 

این بالایی ها از علایق پسری است.

این روزها تو بازی هات تخیل حرف اول رو میزنه: غذای الکی به خورد ما میدی. آب میدی.. غذاهاتم همیشه داغه میگی مامان داغ. و من باید بگم آی سوختم... بعد تو فوتش می کنی و میدی بهم بغل 

فعلا غداتو خودم میدم بهت و حتما باید من باشم.. حتی بابایی هم قبول نیست.

حرف زدنت دیگه کامل شده.. جمله بندی عالی... کلمه ها فراوان.. ماشالله. 

 

پسندها (6)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (7)

بابا و مامان
9 تیر 93 8:01
گل پسری مثل همیشه عکسات عالی بودن عزیزم ایشالا همیشه خوش باشید
مامان امیر عطا
پاسخ
خیلی ممنون خاله جونم.
مامان سعیده
9 تیر 93 17:02
ایشالا همیشه شاد باشین نماز و روزه تون هم قبول ایشالا
مامان امیر عطا
پاسخ
ممنون عزیزم. برای شما هم همینطور.
الهه مامان آرمین
11 تیر 93 9:26
سلام خوبی عزیزم؟ انشالا که همه مشکلاتتون حل بشن و همیشه شاد باشید من که از امیر جون خیلی راضیم تقریبا تو اکثر عکسا نگاه کرده و عکسای خوشگلی گرفته بارکلا
مامان امیر عطا
پاسخ
مرسی عزیزم. منم همین طور.
نوشین مامان آریا
11 تیر 93 11:59
عزیزم بیست و هشت ماهگیت مبارک . همیشه شاد باشی . خدا بد نده ایشااله که همگی خوب خوب باشید- وای که چه عکسهای خوردنی با اون موهای ناز و قشنگت . باید یه ماچ از اون لپ هات بگیرم . وای امیرعطا جون چقدر کتابای قشنگ دست مامانی درد نکنه
مامان امیر عطا
پاسخ
مرسی خاله جون.
آجی محمدمهدی
11 تیر 93 14:39
فدات شم عزیزم که انقدرعاشق کتابی. محمدمهدی هم خیلی کتاب خوندن رودوست داره.روزی 1000بارکتاباشومیخونه.ولی فقط کتابایی که شعرند رودوست داره.این مجموعه ی فسقلی ها هم خیلی قشنگن.من عاشق این شخصیتهای کتابام که هنوزم وقتی این کتابارومیبینم، براخودم میخرم.عزیزم خیلی خوشم اومدکه زبون ترکی روبلدی..زبون واقعا شیرینیه.دوستدارم پسرک آذری زبون
مامان امیر عطا
پاسخ
خاله جونم زبون ترکی زبون مادریمه دیگه..باید بلد باشم.
مامان رادینی
14 تیر 93 16:09
ای جونم از پوشک گرفتنت مبارک خاله جونم دار دیگه مردی میشی برای خودت ها همیشه به گردش و تفریح و پارک کتاب هات چه نازه دست مامان درد نکنه
مامان منیر
25 تیر 93 0:07
سلام عزیزم خوبین ؟ کجا بودین پس ؟ دلمون واسه گل پسری تنگ شده بود چرا آپ نمیکردی
مامان امیر عطا
پاسخ
هیچ جا .بودیم و نبودیم.... ممنون از لطفتون. سعی می کنم تند تند آپ کنم.